دین امری اختیاری یا اجباری ؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

دین ، امری اختیاری یا اجباری ؟

با مراجعه به متون دین در این مسأله ظاهرا به تعارضاتی بر می خوریم
مثلا از یک طرف در آیه 256 سوره بقره می خوانیم : « لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ »
یعنی : در قبول دین، اکراهى نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است.
اما از طرفی دیگر می دانیم که در اسلام حکم مرتد ( کسی از دین اسلام خارج شود ) اعدام است . که واضح است که این نوعی اجبار به دین است چه رسد به اکراه .

البته در جواب این مسأله جوابهایی داده شده مثل اینکه مثلا عدم اکراه در پذیرش دین مربوط به حوزه عقاید قلبی و فکری است در حالی که ارتداد مساله ای اجتماعی است ، و در جایی است که  کسی آشکارا مخالفت کند با اسلام ، و به عبارتی ارتداد یک جرم سیاسی و اجتماعی است . که تفصیلش در جای خودش آمده .

اما بنده مطلبی از آقای مطهری در بحث بردگی در اسلام[1] دیدم که درباره حیات و آزادی از دیدگاه اسلام مطلبی فرموده بودند که بنظر می رسد با این مبنا این تعارض ظاهری بسیار زیباتر قابل حل است

به گفته استاد شهید مرتضی مطهری در بحث بردگی در اسلام[2] ( البته با اندکی دخل و تصرف و توضیح ):  
برخلاف دیدگاه فلاسفه مسیحیت که حیات و آزادی را حق طبیعی برای بشر می دانند ، از نظر اسلام هم ، حق طبیعی برای بشر وجود دارد ، اما نه آنگونه که فلاسفه غرب به آن اعتقاد دارند و متاسفانه اکنون پایه فکری بسیار از کتب آموزشی دانشگاهی ما شده است. بلکه حق حیات و آزادی که برای انسان وجود دارد ، روی جهت دیگری است .

آنچه در عالم خلقت وجود دارد ، حق ( به تعبیر دقیق تر استحقاق ) تکامل و پیشرفت است ،
به عبارت واضح تر : اسلام برخلاف دیدگاه مسیحیت ( که معتقد است انسان خلق شده تا زنده باشد ) معتقد است انسان خلق شده که زنده باشد و تکامل یابد ، بطوری که اگر انسان زنده باشد اما طوری باشد که نه تنها حیاتش رو به پیشرفت و تکامل نباشد بلکه بر عکس تنزل هم پیدا کند ، این حیات و آزادی از نظر اسلام هیچ گونه ارزشی ندارد .

لذا روایتی است از امام صادق  علیه السلام که می فرماید: «مَنِ اسْتَوَى یَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ کَانَ آخِرُ یَوْمَیْهِ شَرَّهُمَا فَهُوَ مَلْعُونٌ »[3]
یعنی کسی که دو روزش با هم مساوی باشد ضرر کرده است و کسی که در انتهای دو روز بدتر باشد ملعون است
.

داستان آزادی هم از نظر اسلام عین بحث حیات است ، یعنی انسان باید آزاد باشد تا استعدادهای تکاملی خود را به فعلیت برساند

لذا مثلا اگر کسی مفسد فی الارض باشد واجب القتل است ، طبق این دیدگاه چون این شخص حیات دارد اما حیاتش نه تنها قید تکامل را ندارد ، بلکه اگر هم تا الان کمالی را به دست آورده دارد آن راهم ضایع می کند ، و باعث از بین رفتن کمال افراد دیگر جامعه هم می شود ، لذا طبق نظر اسلام ، ادامه حیات این شخص دیگر مقرون به صرفه نیست .
و این دقیقا بر خلاف دیدگاه مسیحیت غربی است که به هر حال حیات را حق طبیعی بشر دانسته و لذا در محاکم قضایشان حکم اعدام وجود ندارد .

در بحث دین هم همین است ، خوب اولا کسی که از ابتدا مسیحی بوده و الان هم می خواهد مسیحی باشد را که اعدام نمی کنند ،
بلکه اعدام مربوط به مرتد است ( یعنی کسی که مسلمان است ولی می خواهد دنده عقب گرفته که یا کافر شود یا مسیحی ) معلوم است این شخص آن قیدی را که استاد بزرگوار شهید مطهری شرط حیات و آزادی دانستند ( یعنی تکامل ) را ندارد .
حیات و آزادی آنگاه حق انسان است که همراه تکامل باشد ، خوب انسانی که هدف از خلقتش تکامل و رشد و حرکت رو به جلو است ، و حیات و آزادی مقدمه ای برای رسیدن به این هدف است اگر از این حیات و آزادی برای تکامل استفاده نکند ، بلکه برعکس دنده عقب بگیرد ، و خود گمراه شود و چند نفر دیگر را هم به گمراهی بکشاند ، آیا چنین شخصی باز حق حیات خواهد داشت ؟ معلوم است که نه  .
زیرا قضیه این شخص شبیه اتومبیلی است که وسط اتوبان دنده عقب بگیرد ، که معلوم است چه فاجعه ای برای خودش و دیگران به بار می آورد ، و همانگونه که در اینجا پلیس باید هر چه زودتر این اتومبیل را از اتوبان خارج کند ، در بحث شخص مرتد نیز باید شخص مرتد هر چه زودتر از اتوبان حیات خارج شود
حال به نظر شما سلب حیات از این شخص نوعی لطف و احسان در حق این شخص نیست ؟
و بی تفاوتی و آزاد گذاشتن این شخص به ادامه حیاتی که انتهایش قعر جهنم است نوعی خیانت در حق فرد و جامعه نخواهد بود ؟



[1] مجموع آثار شهید مطهری ج 30 ص 463

[2] مجموع آثار شهید مطهری ج 30 ص 463

[3] بحار الانوار ج 68 ص 173

نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 11:36
برچسب‌ها :