فلسفه مقاومت ( در تبیین اقتصاد مقاومتی )

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

فلسفه مقاومت ( در تبیین اقتصاد مقاومتی )

تقریبا بعد از انقلاب اسلامی واژه هایی جدیدی وارد فضای جامعه ایرانی اسلامی شد که البته یا اصل این کلمات یا معانی آنها در منابع  دینی ما وجود داشت ، اما بخاطر نبود زمینه ابراز آنها در جامعه کاربردی آنچنانی نداشت و این کلمات هم عمدتا هم از طرف معمار کبیر انقلاب امام خمینی قدس سره بیان گردید ، کلماتی مثل ، استکبار ، مستضعفین ، پابرهنگان ... مقاومت

از جمله مهمترین این کلمات ، کلمه مقاومت است ، یا به عبارت بهتر مقاومت صرف یک کلمه نیست ، بلکه این کلمه گویای دکترینی است که امام خمینی رحمت الله علیه با توجه به وضعیت حاکم بر جامعه جهانی وجود داشت ، این دکترین را مطرح و اجرا کرد .

برای شناخت هر چه  بهتر این واژه مهم در ادبیات انقلاب اسلامی ، ابتدا باید دانست دکترین و مکتب مقاومت یک نوع واکنش است در مقابل قدرتی که می خواهد شرائط طرف مقابل را تغییر دهد .

مقدمتا عرض می کنم که :
قبل از انقلاب اسلامی عمدتا جهان در یک نگاه کلی به دو قسم ؛ جهان سوم ( مستضعفین )
و جهان اول ( مستکبرین ) تقسیم می شد که متاسفانه کشورهای اسلامی از جمله کشور خودمان خارج از این تقسیم نبوده و در زمره کشورهای مستضعف محسوب می شدند .

مرکز اصلی قدرت و تصمیم گیری و تصمیم سازی هم در جهان بین دو بلوک غرب با نگاه لیبرالی و سرمایه داری ( به سردمداری آمریکا و اقمارش ) و بلوک شرق با مسلک کمونیست تقسیم (‌ به سردمداری شوروی سابق و کشورهای اقماری اش ) می شد

در نتیجه هر گونه تغییر و تحولی در جهان به ( درست یا غلط ) به این دو کشور نسبت داده می شد ، مثلا اگر در فلان کشور بر علیه لشگر کشی آمریکا به ویتنام تظاهراتی می شد ، گفته می شد که این تظاهرات با سازماندهی نیروهای اطلاعاتی شوروی بوده .

یا مثلا  تظاهرات مردمی شوروی سابق بر علیه حمله کشورهای پیمان ورشو به سردمداری شوروی به کشور چکسلواکی را به نیروهای اطلاعاتی آمریکا نسبت می دادند .
مخلص کلام اینکه کره زمین در دستان بلوک شرق کافر و بلوک غرب مشرک بود.

تا اینکه بعد از انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 ، ترکی بزرگ بر این نظم نوین جهانی که این قدرت کافر و مشرک بوجود آورده بودند افتاد ، بطوری که این دو کشوری که در همه مسائل جهان مثل سگ و گربه به جان هم می افتادند ، در مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران تمام اختلافات خود را کنار گذاشتند ، و جبهه ای واحد که به قول مقام معظم رهبری ائتلافی نانوشته بر علیه جمهوری اسلامی ایران تشکیل داده و مهره فاسدشان یعنی صدام را به جان جمهوری اسلامی ایران انداخته وجنگی تمام عیار را علیه انقلاب اسلامی نوپا تدارک دیدند .

از طرفی صدام بود با پشتیبانی شرق و غرب  که از هیچ گونه کمکی فروگذار نکردند از دلارهای سعودی تا تسلیحات غربی و شرقی گرفته تا تجربه های جنگی دو جنگ جهانی اول و دوم همه و همه در اختیارش گذاشته شده بود .
و از طرفی انقلاب اسلامی نوپا ، که در حالت عادی هم کلی زحمت می خواست تا بارور شد ، چه رسد به اینکه اژدهایی سیاه با چنگ و دندان بجانش افتاده بود .

اینجا بود که معمار کبیر انقلاب اسلامی باید فکری می کرد ، و برای این جبهه حق علیه باطل که نه توان تسلیحاتی اشان قابل مقایسه با هم بود و نه توان اطلاعاتی و تجربی شان .

اما غافل از اینکه اگر صدام مهره شرک و کفر بود ، روح الله موسوی هم مهره بود ، اما مهره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف .

در اینجا بود که مهره امام غائبمان دکترین مقاومت را مطرح کرد . دکترینی که نه تنها توانست جنگ نابرابر را به نفع خودش رغم بزند ، بلکه امروز هم در عرصه های دیگر مثل اقتصاد و فرهنگ قادر است ، هنرنمایی هایی بزرگتری را خلق کند .

  • مطالب مرتبط
  • فلسفه بزرگنمایی کوروش
  • نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 9:46
    برچسب‌ها :