سیستم یکپارچه

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

سیستم یکپارچه

یکی از آیات شگفت انگیزی که توحید را به زبانی ساده و زیبا به تصویر می کشد , آیه 22 سوره انبیاء می باشد

« لَوْ کانَ فیهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ »
یعنی : اگر در آسمان و زمین، جز «اللَّه» خدایان دیگرى بود، فاسد مى‏شدند (و نظام جهان به هم مى‏خورد)! منزه است خداوند پروردگار عرش، از توصیفى که آنها مى‏کنند!

برای بیان اثبات توحید در این آیه نیاز به مقدمه است و آن اینکه :
جهان , کرات و سیارات موجود در آن مجموعه‌ی واحد و یکپارچه است ,
از آنجا که زمینی که در آن زندگی می کنیم برای ما بیشتر از سیاره ها و کرات دیگر ملموس تر است , لذا ابتدا به بررسی موجودات و چگونگی همبستگی و پیوستگی و نظم شگفت انگیز آنها پرداخته و بعدا به این نتیجه می رسیم که یک مجموعه منظم واحد نمی تواند مخلوق بیش از یک خالق باشد

وقتی به زمین و هر آنچه که در آن است نظری انداخته شود , مشاهده می شود که تمام اشیاء و موجودات در آن با نظم خاص و پیوستگی بی نظیری مثل یک ساعت دقیق را تشکیل می دهند .
از جمادات ( سنگ , چوب , فلزات , خاکها ...) تا مایعات ( آب , نفت , معیانات که بشر از مواد موجود در طبیعت استخراج می کند ...) گاز ( هوای اطراف ما و گازهای مختفلی مثل اکسیژن , نیتروژن , کربنیک , گازهای سوختی مثل ال پی جی ... ) همه و همه یک مجموعه واحد بی نظیری را تشکیل می دهند.

شما وقتی خاک را نگاه می کنی که تخم گیاهی از آن تغذیه کرده و رشد می کند و تبدیل به غذای  گوسفندی می شود که او نیز به نوبه خود خوراک انسان یا حیوان دیگری می شود که خود آن انسان یا حیوان بعد از مرگ دوباره به خاک برگشته و جزئی از خاک می شود , و همچنان این چرخه ادامه دارد .
و از طرفی می بینی زمین با نظم خاصی دور خورشید می چرخد , و با حرکت وضعی اش شب و روز پدید می آید , که در روز به فعالیت پرداخته و شب که فرا می رسد , موقع خوبی برای استراحت است و از حرارت زمین کاسته می شود تا تعادلی در دمای هوا باشد ( که اگر همیشه روز بود اینگونه نبود )
و همین زمین با حرکت انتقالی اش باعث بوجود آمدن فصول مختلفی می شود که مثلا در زمستان زمین  و درختان موجود در آن به خواب رود و بعد از یک دوره محصول دادن یک مقداری استراحت کند , بعد در موقعیت خاصی که زمین با خورشید دارد فصل بهار بوجود می آید که بعد از خوابی سه ماه زمین دوباره بیدار شده و درختان شکوفه می زنند و بهار مقدمه تابستان می شود و همینطور تا آخر ...

سوال : آیا این نظم شگفت انگیز بین موجودات با این گستردگی می تواند غیر از یک مدبر داشته باشد ؟

برای روشن شدن این مطلب ابتدا به بررسی اعتقاد مشرکین که قائل به خدای واحد نیست می پردازیم تا بحث کاملا روشن شود .

بنا بر نظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزن ج 14 ص 267
اختلاف موحدین و مشرکین در الله تعالی که واجب الوجود بالذات بوده که نه از کسی متولد شده , و نه کسی او را خلق کرده نیست , یعنی حتی مشرکین هم قبول دارند الله تعالی با آن صفات مذکور یکی بیشتر نیست لذا در آیه 87 سوره زخرف می خوانیم   
«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ»
یعنی : و اگر از آنها بپرسى چه کسى آنان را آفریده، قطعاً مى‏گویند: خدا پس چگونه از عبادت او منحرف مى‏شوند؟

یا مثلا در آیه 9 همین سوره می خوانیم : «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ»
یعنی : هر گاه از آنان بپرسى: «چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلّماً مى‏گویند: «خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است»!

یعنی مشرکین در اینکه خالق همه هستی یکی بیش نیست با موحدین اختلاف نظر ندارد , بلکه اختلاف آنها در ربوبیت است , یعنی شرک آنها مربوط به ربوبیت و تدبیرعالم است , به این معنا که آنها برای تدبیر عالم قائل به خدایان مختلف هستند , مثلا بلاتشبیه همانگونه که یک رئیس جمهور در راس حکومت کشور است اما برای هر استانی یک استاندار می فرستد , آن استاندار در کار خودش مستقل است , و مستقلا به نیابت از ریاست جمهور به کارهای آن استان رسیدگی می کند , فکر کرده اند رابطه خداوند با مخلوقات نیز اینگونه است

بنابر این اختلاف موحدین با مشرکین به نوع نگاه مشرکین به  تدبیر جهان بر می گردد, یعنی قائلند که مثلا آسمان یک پروردگار مستقلی دارد همچنین زمین و همینطور انسان یعنی برای هر کدام از اینها قائل به خداوندی مستقل هستند

سوال : خوب چه اشکالی دارد ؟ وقتی همه از طرف خدای واحد هستند , مشکلی پیش نمی آید که برای هر قسمتی از خلقت خدای مستقلی فرمانروایی کند .

جواب : اگر هر قسمت از خلقت برای خودش خدایی داشته باشد , با توجه به اینکه هر خدایی مستقل و متباین از خدای دیگر است ( زیرا خدایی که از خدای دیگر پیروی کند که اصلا به چنین موجودی خدا اطلاق نمی شود , حال یا فرشته است یا انسان است یا موجودی دیگر که به هر حال مخلوق خداست نه خدا )
در این صورت هر خدایی مخلوق خاص با نظم خاص خودش را خواهد داشت .

به عبارت ساده تر:  مشرکین نعوذبالله , خدا را با شرکت های چند ملیتی اشتباه گرفته اند , همانگونه که مثلا یک کمپانی از چین با یک کمپانی از ژاپن و آمریکا با هم متحد شده و فلان اتومبیل را تولید می کنند , که بدنه اش را فلان کشور تولید می کند , و موتورش را کشور دیگر و ...
اینها فکر کرده اند که مثلا آسمان تحت کنترل یک خداست , زمین هم تحت کنترل خدای دیگر و ... و مثلا یک قرار گاه مرکزی هم دارند که اینها را با هم مچ می کند

در حالی که همانطوری که قبلا اشاره کردم , خدایی که حرف شنوی از خدای دیگر داشته باشد , یا در خلقتش نیاز به خدای دیگر داشته باشد که اصلا خدا نیست , او مخلوقی است از مخلوقات خدا
خداوند یعنی موجودی که به تمام ذات مستقل بوده و نه ذاتش مرکب از اجزاء مختلف است ( مثل بدن انسان که از اجزاء مختلف تشکیل شده ) و نه شریکی در خلق و تدبیر مخلوقاتش دارد .

 

نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : چهارشنبه 9 فروردين 1396 ساعت: 1:43
برچسب‌ها :