روزی که با نصب آخرین قطعه، پازل تکمیل شد (به مناسبت روز غدیر)

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

انسان این جهان کوچک (أ تزعم انّک جرم صغیر...و فیک انطوى العالم الاکبر)
 ترجمه :
آیا تو فکر می کنی همین جسم کوچک هستی ... در حالی که جهانی در درون تو نهاده شده)[1]  

دقیقا همان موجودی که خداوند در آفرینش او بر خویش به عنوان بهترین آفریدگار آفرین گفت «َفَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقین». تنها موجود دارای اختیار بعد از خداوند. چنان مقامی دارد که دستور می رسد که فرشتگان بر او سجده کنند. «فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدین»[2]
یعنی : پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده درافتید.

اما این یک طرف قضیه بود، برای اینکه انسان به کمال اصلی و هدف از خلقت اش برسد باید خودش نیز دست به کار میشد.

این موجود عجیب، که حالا عصاره ای از وجود خداوند( روح خدا)  در دلش دارد با عنصر اختیاری که خداوند در اختیارش گذارده باید خود نیز دست به کار شود، چرا که اگر بیکار بنشیند، دشمن (که از قضاء خود آن دشمن را هم خداوند آفریده و قطعه ای از پازل آفرینش است) بیکار نمی نشیند، همان دشمنی که خودش اقرار کرده که تا همه را گمراه کند بیکار نخواهد نشست.
«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ»[3]

ترجمه: ابلیس گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها زینت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت.

حال باید خداوند دست به کار میشد، چرا که با توجه به توصیفاتی که درباره خلقت این موجود عجیب گفته شد، این موجودی که مرکب از اشیاء متضاد بود ( مهر، غضب، عشق ، محبت ، هوی و هوس، تقوی و ...) کنترل و رساندنش به هدف، به همین راحتی نیست،

لذا خداوند دست به کار شد، برنامه ای جامع و مدون برای این موجود عجیب الخلقه ترتیب داد. «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»[4]

آری او این کار هم به نحو احسن انجام داد، نرم افزار مدون و جامعی به نام اسلام ایجاد کرد، که توسط شخصی که پیام رسان (پیامبرص) بین او و مخلوقاتش بود، این برنامه نرم افزاری جامع را بر بندگانش ابلاغ داشت.

اما هنوز این برنامه نرم افزاری ناقصی داشت، چرا که پیام رسان از جنس انسان های معمولی بود، «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ»[5](بگو من هم بشری هستم مثل شما)، که بزودی باید دنیا را ترک می کرد، «إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُون»[6](یعنی: ای پیامبر، تو مى‏میرى و آنها نیز خواهند مرد)

لذا همانگونه هر برنامه ای باید مجری و اجرا کننده ای داشته باشد، باید خداوند به فکر مجری بعدی بود که بعد از وفات پیامبر پرچم این برنامه عظیم و نرم افزار جامع (اسلام) را برافراشته نگه دارد.

آری او فکر اینجا را هم کرد، و وصی و جانشین برای پیامبر(ص) انتخاب کرد، او جان پیامبر(ص) (علی علیه السلام و فرزندانش) را در روز غدیر به عنوان جانشینان و مجریان این برنامه عظیم معین نمود، و همان موقع بود که پازل تکمیل گردید.

و خود با صدای بلند تکمیل شدن این پازل را ندا داد:
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»[7]

یعنی : امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آیینى برگزید.

 



[1] . شعری منسوب به امیر المومنین . الوافی ج 2 ص 319

[2] . الحجر 29

[3] . همان

[4] . آل عمران 19

[5] . الکهف 110

[6] . الزمر 30

[7] . المائده 3

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 17:29